داستان

  • داستان خواندنی «شرط عجیب طلاق»

    داستانی آموزنده درباره ی طلاق   شرط عجیب طلاق با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می‌تواند خانه،ماشین و یک سوم از سهم…

    ادامه مطلب »
  • داستان آموزنده دختری در هواپیمای طوفان زده

     داستان کوتاه جالب و آموزنده   هواپیمای طوفان زده کشیش سوار هواپیما شد. کنفرانسی تازه به پایان رسیده بود و او می‎رفت تا در کنفرانس دیگری شرکت کند. می‎رفت تا خلق خدا را هدایت کند…

    ادامه مطلب »
  • داستان جالب نقاشی واقعی

    داستان جالب نقاشی واقعی   خانم معلم رو به شاگردهای کلاس اول گفت: بچه‌ها، حالا هر کس باید آخرین صحنه‌ای رو که دیروز یا دیشب تو منزلشون دیدن نقاشی کنه. زود باشین بچه‌های خوب. نیم…

    ادامه مطلب »
  • دو داستان کوتاه از شاهنامه

     داستانهای کوتاه شاهنامه   روزی رستم برای شکار به نزدیکی‌های مرز توران می‌رود، پس از شکار به خواب می‌رود. رخش که رها در مرغزار مشغول چرا بوده توسط چند سوار ترک به سختی گرفتار می‌شود.…

    ادامه مطلب »
  • داستان زیبای «پرتاب پاره آجر»

    داستان کوتاه آموزنده   روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان…

    ادامه مطلب »
  • داستان کوتاه و خواندنی کلاس فلسفه

    داستان کوتاه و خواندنی    داستان کوتاه کلاس فلسفه یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه: «امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب…

    ادامه مطلب »
  • داستان زیبای مراقبت

    داستان زیبای مراقبت   پسر جوان آن قدر عاشق دختر بود که گفت: تو نگران چی هستی؟   دختر جوان هم حرفش را زد: همون طور که خودت می‌دونی مادرت پیره و جز تو فرزندی…

    ادامه مطلب »
  • داستان کوتاه «خبر مرگ نوبل»

    داستان کوتاه «خبر مرگ نوبل»   آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر…

    ادامه مطلب »
  • داستانک مجازات شغالان

    داستان مجازات شغالان   شبی آقامحمدخان قاجار نتوانست از زوزه شغالان بخوابد. صبح که از خواب برخاست مشاورانش را فراخواند و از آنها کیفری بایسته را برای شغالان طلب کرد. هر یک کیفری سخت را…

    ادامه مطلب »
  • قدرت اندیشه

    داستانهای آموزنده پیرمردی تنها در یکی از روستاهای آمریکا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش بود که می توانست…

    ادامه مطلب »
دکمه بازگشت به بالا
بستن