حکایت

  • حکایت «زندانی و هیزم فروش»

    حکایت آموزنده زندانی و هیزم فروش   «زندانی و هیزم فروش» فقیری را به زندان بردند. او بسیار پرخُور بود و غذای همه زندانیان را می‌دزدید و می‌خورد. زندانیان از او می‌ترسیدند و رنج می‌بردند…

    ادامه مطلب »
  • آیا شما هم روزه هستید؟

    حکایت آموزنده از ماه رمضان   آیا شما هم روزه هستید؟ در ماه رمضان چند جوان پیر مردی را دیدند که یواشکی غذا می خورد. به او گفتند: ای پیر مرد مگه روزه نیستی؟  …

    ادامه مطلب »
  • حکایت «کمک به همسایه»

    حکایت آموزنده کمک به همسایه   «در شهر دمشق پارسا مردی بود و کفشگری کردی. آنچه دسترنج خود بودی، جمع کردی. چون استطاعت شد، قصد حج کرد که بدان دسترنج خود به حج رود. شبی…

    ادامه مطلب »
  • حکایت هایی زیبا از ملا نصرالدین

     حکایات ملا نصرالدین    حکایت سبب گریه روزی ملا با زنش سر سفره نشسته بودند . زن ملا قاشقی از آش داغ که جلویش بود به دهان برد و از بس گرم بود اشک در…

    ادامه مطلب »
  • چند حکایت از گلستان سعدی

    حکایت های کوتاه از سعدی   حکایت های زیبا از گلستان سعدی  حکایت اول: حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر، هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و…

    ادامه مطلب »
  • حکایت آهو و موش و عقاب

    حکایات آموزنده و خواندنی   آورده اند که در زمانهای دور در جنگلی که بسیار پردرخت و پر میوه و سبز بود، صیادی هر چند وقت یکبار برای گسترانیدن دام و گرفتن حیوانات مورد نظرش…

    ادامه مطلب »
  • حکایت های عبید زاکانی

    حکایت‌های طنز عبید زاکانی   عبید زاکانی یکی از طنزپردازان مشهور ایرانی است که علاوه بر طنزپردازی، شاعر و نویسنده نیز می باشد. حکایات عبید زاکانی به ویژه حکایات طنز آن بسیار معروف و پرطرفدار…

    ادامه مطلب »
  • شگفت انگیز ترین رفتار انسان از نظر افلاطون

     حکایت های جالب و خواندنی   شگفت انگیز ترین رفتار انسان ﺍﺯ ﺍﻓﻼﻃﻮﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟» ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﻋﺠﻠﻪ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﻮﺩ…

    ادامه مطلب »
  • پندآموزترین حکایات بهلول

    حکایت های خواندنی و پندآموز از بهلول دانا نام او وهیب بن عمرو بود. بُهلول (‘بهلول دانا، بهلول مجنون کوفی یا ابو وهیب بن عمرو صیرفی کوفی، ) یکی از عقلای مجانین سدهٔ دوم هجری…

    ادامه مطلب »
  • چند حکایت جالب و خواندنی

    حکایت های جالب و خواندنی   حکایت گوشت را آزاد کن از بزرگان عصر، یکی با غلام خود گفت که از مال خود، پاره‌ای گوشت بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو…

    ادامه مطلب »
دکمه بازگشت به بالا
بستن