دسته‌بندی نشده

هدونیسم چیست و چه ویژگی هایی دارد ؟

لذت گرایی ساده‌ترین نظریه طبیعت انسان است. همه ما در جست‌وجوی لذت و آسایش هستیم و از درد و رنج اجتناب می‌کنیم، اما ذات انسان صرفا به‌دنبال لذت‌جویی و شادی آنی نیست. ما به‌دنبال ارزش و معنا هستیم و این به‌معنای آمادگی برای تجربه درد، اضطراب و مبارزه برای رسیدن به رضایت خاطر است. برای درک بهتر این مسئله، در ادامه شما را با دو مفهوم هدونیسم و یودایمونیا آشنا می‌کنیم. همراه ما باشید.

ما دردکشیدن را انتخاب می‌کنیم

زندگی پر از رنج‌های داوطلبانه است. هر روز صبح زود از خواب بیدار می‌شویم تا به محل کارمان برویم، نیمه‌شب بیدار می‌شویم تا به نوزاد غذا بدهیم، تلخی دارو و سوزش سرنگ را می‌پذیریم تا درمان شویم، ورزش می‌کنیم و رژیم می‌گیریم تا به اندام دلخواه برسیم، کوهنوردی می‌کنیم، دوی ماراتن شرکت می‌کنیم، می‌جنگیم و هزار کار دیگری که با امید به نتایج شیرین انجام می‌دهیم. همه این اعمال به‌ظاهر ناخوشایند هزینه لذت‌های آتی هستند. اگرچه خوب‌خوردن، خوب‌پوشیدن و رسیدن به موقعیت‌های بهتر برای همه ما لذت‌بخش است، راه دستیابی به آنها رنجی است که آگاهانه انتخابش می‌کنیم.

نوشته های مشابه

چرا رنج‌کشیدن انتخاب ماست؟

ما رنج را به‌خاطر اهداف خود انتخاب می‌کنیم، چراکه دردکشیدن نگرانی‌ها را دور می‌کند و نشان می‌دهد که چقدر سرسختیم. خوشمان بیاید یا نیاید، احساسات ناخوشایند مانند ترس و غم بخشی از مسیر تحقق اهداف و رسیدن به رضایت خاطرند. این تلاش و مجاهدت و سختی ماست که‌ در بستر مناسب به لذت نهایی تبدیل می‌شود.

لذت‌گرایی (شادخواری، شادی‌جویی)

نکته دیگر میل ذاتی انسان به اعمال پرمعناست. اگر این نیاز ارضا نشود، یک پای زندگی همیشه لنگ می‌زند. برای همین است که هرکه یک «چرا» برای زندگی داشته باشد،‌ «چگونگی» آن را نیز خواهد یافت. پس می‌توان گفت انسان ذاتا به‌دنبال رنج نیست، بلکه دنبال هدف و معناست. رنج‌کشیدن هم یکی از دشواری‌های رسیدن به این هدف است.

منظور از هدونیسم چیست؟

با اینکه معنای اصطلاحات هدونیسم (شادخواری یا شادی‌جویی) و یودایمونیا (شادمانی یا خوش‌روانی) هنوز دقیقا مشخص نیست، می‌توانیم هدونیسم را رفاه لذت‌گرا و یودایمونیا را نوعی جهت‌گیری به‌سمت رشد، اصالت، معنا و تعالی تعریف کنیم.

به تعبیر دیگر، هدونیسم عبارت است از شادی لذت‌جویانه متمرکز بر تحقق خواسته‌ها و اثرات مثبت؛ زمانی که لذت‌ها به حداکثر و نارضایتی‌ها به حداقل می‌رسند. معیار اندازه‌گیری این شکل ذهنی از رفاه، ارزیابی میزان رضایت از زندگی و برآورده‌شدن امیال نفسانی است.

کلمه یونانی یودایمونیا «شادمانی»، «شکوفایی»، «رضایت خاطر» و «کامیابی» ترجمه می‌شود و بازتاب فضیلت‌جویی و توانمندی‌هایی است که می‌توانیم با تمرین به آنها دست پیدا کنیم. اگرچه در راه رسیدن به این توانمندی‌ها لزوما لذت نمی‌بریم و خوشحال نیستیم، این رنج‌کشیدن در راستای رسیدن به هدف را می‌پذیریم چون موجب رضایت خاطرمان می‌شود.

هدونیسم

تفاوت هدونیسم و یودایمونیا

تفاوت یودایمونیا و هدونیسم تفاوت میان خودشکوفایی و لذت حداکثری است، فرق بین زندگی ارزشمند و پرفضیلت با زیستی که صرفا به تجربیات لذت‌بخش اولویت می‌دهد یا به عبارت دیگر، فرق بین شکوفایی بلندمدت و خوشی‌های کوتاه‌مدت.

مریدان هدونیسم لذت گرایی را در اولویت قرار می‌دهند و خوشحالی را در تمام ابعاد زندگی هدف می‌دانند. این افراد به‌خاطر زیاد اهمیت‌دادن به خوشحالی، خود را در شرایط رنج و سختی قرار نمی‌دهند، حتی برای دستیابی به اهداف بزرگ‌تر و خوشحالی بیشتر! در حالی که افراد معتقد به یودایمونیا در تمام ابعاد زندگی، از رشد در مسیر شغلی گرفته تا رسیدن به زندگی مستقل و شروع کسب‌و‌کار جدید، چالش‌ها و فشارهای ذهنی را می‌پذیرند تا به چیزی بزرگ‌تر و ارزشمندتر از «خوشحالی» برسند.

نظر ارسطو و اپیکور درباره لذت گرایی

ارسطو یودایمونیا را بالاترین خیر بشری می‌دانست و آن را با فضیلت زندگی پیوند می‌داد. به‌اعتقاد او، این خوش‌روانی بازتاب فضیلت و کمال بود، بهترین‌های درون هرکس را به نمایش می‌گذاشت و پتانسیل‌های درونی را بسط می‌داد. بااین‌حال اپیکور (فیلسوف یونانی) معتقد بود زندگی خوب به‌معنی لذت‌گرایی، به حداکثر رساندن تجربیات لذت‌بخش و به حداقل رساندن درد و ناراحتی است. به‌عقیده این فیلسوف بزرگ، لذت تنها چیز ذاتا خوب و درد تنها چیز ذاتا بد دنیاست و زیست انسان به‌شرطی خوب است که سراسر لذت و وجد و عاری از درد و پریشانی باشد.

نظریه‌های روان‌شناسی درباره مفهوم هدونیسم
۱. بحث نظری بزرگ درباره یودایمونیا

بسیاری از روان‌شناسان بزرگ دنیا معتقدند یودایمونیا نوعی عملکرد، جهت‌گیری خاص یا مجموعه‌ای از صفات و رفتارهای قابل‌اندازه‌گیری است، یعنی می‌توان لذت‌گرایی را برحسب جهت‌گیری فرد به‌سمت رشد شخصی، احساس مشارکت و ارزشمندی او سنجید و با تجربیات شناختی‌عاطفی مثل احساس رضایت از زندگی، عملکرد ذهنی مثبت، عواطف مثبت، جهت‌گیری به‌سمت خودشکوفایی و لذت فرد از رشد شخصی و تحقق خواسته‌هایش ارزیابی کرد.

برخی از نظریه‌پردازان بزرگ دنیا می‌گویند خوش‌روانی الزاما ترکیبی از رفاه روانی و اجتماعی است و علاوه بر رشد شخصی و زندگی ارزشمند، روابط و مشارکت‌های اجتماعی را هم در بر می‌گیرد. بنا بر این تعریف اگر بخواهیم خوب زندگی کنیم، باید نشانه‌های نوع‌دوستی در زندگی ما دیده شود.

هدونیسم چیست؟ تمرکز بر لذت یا معنا؟

۲. نظریه شکوفایی انسان

این نظریه بیان می‌کند یودایمونیا صرفا مستلزم شناسایی فضایل منحصربه‌فرد و توسعه آنها نیست، بلکه مهم‌ به‌کارگرفتن این نقاط قوت برای منافع بیشتر و رسیدن به رفاه نسل بشر است.

بنابراین می‌توان گفت طرف‌داران یودایمونیای ارسطویی در مقایسه با هدونیست‌ها در درازمدت دست به انتخاب‌های عاقلانه‌تری برای شکوفایی بیشتر می‌زنند. البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که زندگی کاملا عاری از لذت ارزش زیستن ندارد. نظریه‌پردازان معتقدند کسانی شکوفایی واقعی را تجربه می‌کنند که سطح بالایی از بهروزی هدونیسم و یودایمونیا را در کنار یکدیگر داشته باشند.

۳. نظریه جریان (فلو)

خوشحالی درونی و رضایت خاطر لزوما با رفتارهای لذت‌گرایانه مانند خوردن و خوابیدن به‌دست نمی‌آید. گاهی اوقات این شادمانی حاصل تداوم یک فعالیت ماهرانه در درازمدت است. در روانشناسی مثبت‌گرا، حالت «جریان» حالتی ذهنی است که انسان در آن غرق کاری می‌شود که انجام می‌دهد، زمان و مکان را فراموش می‌کند و تماما مجذوب آن فعالیت می‌شود.

برخی از دانشمندان این حالت را یکی از مؤلفه‌های اصلی یودایمونیا معرفی می‌کنند. این فعالیت‌ها معمولا از نگاه دیگران لذت‌بخش به نظر نمی‌رسند مثل تمرین نواختن، ساختن، دویدن، نقاشی و هنرهای رزمی. بااین‌حال لذتی که فرد در آن لحظه تجربه می‌کند، کمتر از انجام فعالیت‌های لذت‌جویانه (هدونیستی) نیست.

چند مثال از لذت گرایی در زندگی واقعی

ویژگی های هدونیسم

تاریخ پر است از نمونه‌های هدونیسم و یودایمونیا در دوران مختلف، مثلا:

به‌عقیده فیلسوفان بزرگ از جمله نیچه، دو پسر زئوس در یونان باستان نماد دو سبک متضاد هدونیسم و یودایمونیا بودند.
در اساطیر یونان، آپولون (خدای خورشید) نماد عقل، نظم، منطق و احتیاط است. او خدای موسیقی هم هست و اهمیت کسب مهارت را نشان می‌دهد. در حالی که دیونیسوس (خدای رقص و لذت) نماد هرج‌و‌مرج، شور و هیجان آنی، غریزه و احساسات لحظه‌ای است.
پادشاه هنری هشتم به علاقه بیش از حد به گوشت قرمز و زنان شهرت داشت. کازانووا و دون ژوان نیز زنبارگی را اولویت اول زندگی خود می‌دانستند.
اسکار وایلد شاعر، آوا گاردنر هنرپیشه و فرانک سیناترای خواننده عاشق لذت‌بردن به‌معنای واقعی کلمه بودند.

چطور با لذت گرایی به شادکامی برسیم؟

این استراتژی‌ها به شما کمک می‌کنند جست‌وجوی خوشحالی لحظه‌ای و هدونیسم را با لذت عمیق یودایمونیا جایگزین کنید:

ارزش‌های خود را بشناسید و سبک زندگی خود را بر اساس آنها طراحی کنید.
درباره اهداف بلندمدت خود شفاف باشید و گام‌های روزانه (هرچند سخت) برای رسیدن به آن را مشخص کنید.
نتیجه‌گرا باشید و دنبال فضیلت‌های اخلاقی بگردید. سعی کنید آنها را عملی کنید.
مراقب سلامت جسم و روان خود باشید.
قدر ارتباطات خوب را بدانید.
فقط دنبال احساس خوب نباشید. کار خوب احساس خوب را در پی دارد.
سعی کنید در حالت جریان قرار بگیرید.
تعادل هدونیسم و یودایمونیا را حفظ کنید. لذت نباید کاملا از زندگی حذف شود.

منبع : چطور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا