اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
معنی درس دهم فارسی هفتم_607f015f776e9.jpeg
معنی درس دهم فارسی هفتم_607f015f776e9.jpeg

معنی درس دهم فارسی هفتم

معنی درس دهم فارسی هفتم

کلمات و شعر های درس 10 فارسی هفتم

معنی درس دهم فارسی هفتم

نام درس : کلاس ادبیات | موضوع : معنی کلمات – معنی شعر | پایه هفتم

کلمات و شعر های درس 10 فارسی هفتم

معنی شعر های فارسی هفتم

گزارشدرس 10  :: کلاس ادبیات

🍂 چشم دوختن: کنایه از نگاه کردن
🍂 جاذبه: گیرایی، جذابیت

🍂 دستپاچگی : عجله، شتاب زدگی
🍂 جرئت: شجاعت

🍂 لحن: آهنگ
🍂 مندیش: نیندیش، اندیشه نکن، مخفف میندیش

🍂 مردم چشم: مردمک چشم
🍂 تحسین: آفرین گفتن

🍂 نوابغ: جمع نابغه، باهوش و زیرک
🍂 خرد: کوچک

🍂 نظیر: همانند
🍂 فراغت: آسودگی

🍂 پروا: ترس
🍂 تلاوت: خواندن قران

🍂 درک: فهمیدن و دریافتن
🍂 معانی: جمع معنی

🍂 چمیدن: به ناز راه رفتن
🍂 زنده دلان: هوشیاران، دل آگاهان

همیار

🍂 بی نظیر: بی مانند، بی همتا
🍂 آراسته: زیبا و مرتب شده

🍂 لبریز: پـُـر و انباشته
🍂 چشم از جهان فرو بست: کنایه از فوت کرد

🍂 معظم: بزرگوار
🍂 پژوهشگر: جست وجو گر

🍂 نوید: مژده
🍂 صالح: درستکار

🍂 روحیه دادن: کنایه از امیدواری و شجاعت ایجاد کردن

🍂 واردات: کلاهایی که از خارج کشور به کشور آورده میشود

🍂 پاسی: قسمتی یابخشی از زمان (پاسی از شب: قسمتی ازشب)

🍂 ملک وجود: هستی و وجود به سرزمین و ملک تشبیه شده است (اضافه تشبیهی)

 

 

معنی شعر ای مرغک خرد ز آشیانه

🔹ای مرغک خرد ز اشیانه / پرواز کن و پریدن اموز

جوابای پرنده ی کوچک از اشیانه ات پرواز کن تا پریدن را یاد بگیری

🔹تا کی حرکات کودکانه؟ / در باغ و چمن چمیدن اموز

جوابتا کی می خواهی رفتار کودکانه داشته باشی؟ زمان ان رسیده که در باغ و چمن با ناز و غرور پرواز کردن را یاد بگیری

🔹رام تو نمی شود زمانه / رام از چه شدی؟ رمیدن اموز

جوابزمانه هرگز مطیع تو نمی شود بنا براین توهم مطیع روزگار نباش بلکه راه گریختن و مقابله کردن را یاد بگیر

🔹مندیش که دام هست یا نه / بر مردم چشم دیدن اموز

جوابتنها به گرفتاری ها و سختی های روزگار فکر نکن بلکه راه درست اندیشیدن و مقابله کردن با ان سختی ها را یاد بگیر و تجربه کسب کن

🔹شو روز به فکر اب و دانه / هنگام شب ارمیدن اموز

جوابروز به دنبال غذا باش و به هنگام شب استراحت

کن

 

معنی شعر گل و گل

شعر خوانی : گل و گل

🔹شبی در محفلی با آه و سوزی شنیدستم که مرد پاره دوزی

🔹چنین می گفت با پیر عجوزی ((گلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم))

جوابشنیده ام که شبی در یک مجلسی مرد پینه دوزی به پیرزنی چنین گفت: یک روز در حمام، دوستی به من گِل خوشبویی داد

🔹گرفتم آن گل و کردم خمیری خمیری نرم و نیکو چون حریری

🔹معطر بود و خوب و دلپذیری ((بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم))

جواب آن گل را گرفتم و به خمیری نرم و خوب تبدیل کردم که نرمی و لطافت آن مانند ابریشم بود.آن خمیر خوشبو و خوب و دل پسند بود.به او گفتم که مشک یا عبیر هستی که من از بوی خوش تو از خود بی خود شده ام.

🔹همه گل های عالم آزمودم ندیدم چون تو و عبرت نمودم

🔹چو گل بشنید این گفت و شنودم ((بگفتا من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم))

جواب همه  گِل های دنیا را آزمایش کرده ام ولی گِلی به خوبی و خوشبویی تو ندیدم و متعجب شدم. وقتی گِل حرف های من را شنید گفت: من گِلی ناچیز و بی ارزش بودم، ولی مدتی هم نشین گُل شدم

🔹گل اندر زیر پا گسترده پر کرد مرا با همنشینی مفتخر کرد

🔹چو عمرم مدتی با گل گذر کرد ((کمال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم))

جوابگُل، گلبرگ هایش را زیر پایش پراکند و من را با هم نشینی اش سر افراز کرد. وقتی مدتی از عمرم با گُل سپری شد، صفات و ویژگی های خوب گُل در من اثر کرد. و گر نه من در اصل همان خاکی هستم که در ابتدا بی ارزش بودم.

منابع سایت

بخشی از محتویات سایت با توجه به اجازه نامه موجود در بخش کپی رایت سایت های زیر از این سایت ها جمع آوری شده است اگر محتوایی از سایت شما اینجا منتشر شده است و منبع ذکر نشده است به ما از طریق نظرات اطلاع دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.